علی مطهری: اسماعیل بخشی اسنادی درباره شکنجه شدنش به نمایندگان ارائه نکرد

اگر فتنه گران این جنایت ها و خیانت ها را در زمان حیات حضرت امام مرتکب می شدند، حتماً به شدید ترین احکام مجازات می شدند.

به گزارش مشرق، محمد ایمانی تحلیل گر مسائل سیاسی در کانال تلگرامی خود نوشت:

علی مطهری طوری نسبت به نامه امام خمینی (ره) درباره آقایان بازرگان و منتظری تشکیک می کند که انگار، دغدغه مند اطاعت از خط امام است و تنها گیر او درباره اصالت نامه امام خمینی -یکی به آقای منتظری در تاریخ ۶ فروردین ۶۷ و دیگری به محتشمی پور وزیر وقت کشور در سال ۶۶ و درباره گروهک نهضت آزادی- است.

بیشتر بخوانید:

اطلاعات-عملیات دولت بر عکس کار می‌کند

فقط مانده عکس با ترامپ!

پیش‌بینی‌های درست کیهان و عذرخواهی به روش ژنرال زنگنه

این نامه ها از سوی موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و کسانی مانند آقایان مرحوم حاج سید احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و دیگران بارها تایید شده است. اصل تردید افکنی ها نیز متعلق به دو باند نهضت آزادی و باند مهدی هاشمی معدوم می باشد که با درایت به موقع امام خمینی، راه نفوذ طلبی شان مسدود شد و خود را دچار خسارتی بزرگ یافتند.

آنها به ویژه نهضت آزادی بارها مرحوم حاج سید احمد خمینی را به خاطر همین امانتداری و دفاع از مکتب امام، مورد ترور شخصیت قرار دادند و همزمان کوشیدند با تحریفگری، از حضرت امام انتقام بگیرند. و شک برانگیز اینکه آقای مطهری را برای دروغ نخ نمای خود به صف کرده اند. با این روش، لابد می شود بسیاری از نوشته های استاد فرزانه آیت الله شهید مطهری را نیز زیر سوال برد و مدعی شد متعلق به استاد نیست!

اما باید از علی مطهری پرسید شما به کدام اصل از اصول و محکمات و مواضع صریح حضرت امام پایبند بوده اید که حالا بخواهید درباره نهضت آزادی و مهندس بازرگان و آقای منتظری تشکیک کنید؟ امام عدم اطاعت از ولایت فقیه را همراهی با طاغوت - و در صورت توجه داشتن، حتی ارتداد- می داند. اما می فرماید غلط می کند کسی قانون و شورای نگهبان را قبول نداشته باشد. و علی مطهری از فتنه گرانی حمایت کرده که سال ۸۸ به معارضه با جمهوریت و اسلامیت پرداختند.

امام فرمود میزان، رای ملت است اما علی مطهری کنار آشوبگرانی ایستاد که می خواستند رای ۲۴ میلیونی مردم را زیر پا بگذارند. اما می فرمود جان ما فدای حفظ نظام جمهوری اسلامی و همه چیز خود را پای این ادعا گذاشت؛ اما مطهری کنار گروه هایی قرار گرفت که آمریکا و اسرائیل و انگلیس، آنها را سربازان خود در جنگ نیابتی با جمهوری اسلامی می نامیدند.

مطهری از جماعت ورشکسته ای دفاع می کند که به خاطر بدمستی و توهم شدید، علیه امام و رهبری و ولایت فقیه گستاخی کردند؛ اما می فرمود "پشتیبان ولایت فقیه که همان ولایت رسول الله است باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد" اما فتنه گران مورد حمایت علی مطهری، مرگ بر اصل ولایت فقیه گفتند و شعار "اصل نظام نشانه است" دادند و روی اسلام در عبارت جمهوری اسلامی خط کشیدند.

اگر فتنه گران این جنایت ها و خیانت ها را در زمان حیات حضرت امام مرتکب می شدند، حتماً به شدید ترین احکام مجازات می شدند.

امام، آمریکا را شیطان بزرگ می دانست اما مطهری در کنار بزک کنندگان شیطان بزرگ ایستاد و برخلاف هشدارهای تخصصی کمیسیون ویژه بررسی برجام که ۴۰ روز بررسی کارشناسی روی توافق انجام داده بود، برجام را نخوانده و نفهمیده و صرفاً از سر تقلید چشم و گوش بسته از بزک کنندگان، تمجید کرد.

علی مطهری حتی با انکار نامه امام خمینی درباره نهضت آزادی و آقای منتظری، نمی تواند اسناد خیانت نهضت آزادی را که با تسخیر سفارت شیطان بزرگ لو رفت انکار کند. رابطین و دوستان خوب آمریکا اگر می توانستند، ایران انقلاب را کتف بسته تقدیم دشمن می کردند.

منتظری اگر ارتباطات سی سال قبلش با گروهک های برانداز و نفاق انکار می شد، بعد از ارتحال امام (ره) به خواست خود منتظری و باند حاکم بر او (باند مهدی هاشمی) علنی شد. منتظری تا مرز حمایت علنی از لیبرال های ضد انقلاب، سازمان تروریستی منافقین، بهائیت و آشوبگران سبز پیش رفت و از سوی همان ها تمجید شد. مگر می شود همزمان انقلابی و مورد حمایت ضد انقلاب بود؟!

مشکل علی مطهری، که موجب گرایش به شبهه افکنی و تشکی و تردید افکنی می شود، در انحراف اوست و نه عدم تشخیص محکم و متشابه در مکتب امام خمینی. او ژست اپوزیسیون بازی را برای طیف مقابل فاکتور می کند و توسط رسانه های آنها بزرگ نمایی می شود. مطهری بدین معنا، آقای دوربینی واقعی است. و البته محتمل هم هست که از او آتویی داشته باشند.

مشکل اصلی امثال علی مطهری همان است که امیر مومنان علیه السلام درخطبه ۸۸ و در تبیین «آنچه سبب هلاکت می‌شود» فرمود «در شگفتم و چرا در شگفت نباشم از خطاکاری گروه‌های پراکنده با دلایل مختلف… یعْمَلُونَ فِی الشُّبُهَاتِ وَ یَسِیرُونَ فِی الشَّهَوَاتِ… کَأَنَّ کُلَّ امْرِئٍ مِنْهُمْ إِمَامُ نَفْسِهِ. در شبهات عمل می‌کنند و در شهوات حرکت می‌کنند. معروف در نظرشان همان است که نیک می‌شمارند (می‌پسندند) و منکر همان است که زشت می‌شمارند (نمی‌پسندند). در حل مشکلات به خود پناه میبرند، و در مبهمات تنها به رأی خود تکیه میکنند، گویا هر کدام، امام خویش هستند»!

علی مطهری این چند سطر را کتاب پیرامون انقلاب اسلامی بخواند

خوب است علی مطهری این بخش از بیانات دقیق و رسای استاد شهید مطهری در کتاب "پیرامون انقلاب اسلامی" خطاب به گروهک ها و عناصر التقاطی را بازخوانی کند و مراقب باشد که در زمره همان التقاطی های متظاهر به حمایت از امام اما مخالف مکتب او قرار نگیرد:

"بیائیم حرف‌هایمان را صریح بزنیم. شما که به آیت‌الله خمینی اعتقاد ندارید و وقتی که با هم می‌نشینید، می‌گوئید ما تا فلان مرحله با این مرد هستیم و بعد این چنین با او مبارزه می‌کنیم، چرا عکس او را در تظاهرات‏ خودتان بلند می‌کنید؟ چرا دروغ می‌گوئید؟ او می‌گوید جمهوری اسلامی‏ و حرفش را صریح می‌زند شما هم حرف خودتان را بزنید. آنکه شما به او اعتقاد دارید لنین است. بسیار خوب، پس عکس لنین را هم بیاورید. ولی من می‌پرسم چرا عکس پیشوای ما را می‌آورید؟

وقتی عکس امام را می‌آورید در واقع‏ می‌خواهید به مردم بگوئید ما راهی را می‌رویم که این رهبر می‌رود. در صورتی که شما می‏ خواهید به راه دیگری بروید. دروغ گفتن برای چه؟ اغفال‏ چرا؟ آزادی فکر را با آزادی اغفال و آزادی منافق‌گری و آزادی توطئه کردن که نباید اشتباه بکنیم. همانطور که ما صریح و رک و پوست ‏کنده داریم با شما حرف می‌زنیم و می‌گوئیم آقا رژیم حکومت ایده‏ آل ‏و نظام اعتقادی و فکری ما، جهان‌بینی ما، غیر از نظام اعتقادی و فکری و جهان بینی شماست. شما نیز سخن خود را بصراحت ‏بگوئید... شما چرا حرف خودتان را رک و پوست کنده نمی ‏زنید؟

من به همه این دوستان غیرمسلمان اعلام می‌کنم، از نظر اسلام تفکر آزاد است، شما هر جور که می‌خواهید بیندیشید، بیندیشید، هر جور می‌خواهید عقیده خودتان را ابراز کنید – بشرطی ‏که فکر واقعی خودتان باشد- ابراز کنید، هر طور که می‌خواهید بنویسید، بنویسید، هیچ کس ممانعتی نخواهد کرد. من در همین دانشکده، چند سال پیش نامه‏ ای نوشتم به‏ شورای دانشکده و در آن تذکر دادم یگانه دانشکده ‏ای که‏ صلاحیت دارد یک کرسی را اختصاص بدهد به مارکسیسم همین ‏دانشکده الهیات است.

ولی نه اینکه مارکسیسم را یک استاد مسلمان تدریس کند، بلکه استادی که واقعا مارکسیسم را شناخته‏ باشد و به آن مومن باشد، و مخصوصا به خدا اعتقاد نداشته باشد... فقط باید جلو دروغ و حقه‏ بازی را گرفت ‏یعنی دیگر یک‏ مارکسیست نباید تمسک به آیه قرآن بکند و بگوید فلان آیه قرآن‏ اشاره به فلان اصل مارکسیسم است. ما با این شیوه مخالفیم. این‏ خیانت‏ به قرآن است".

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

این مطالب را از دست ندهید....

فیلم برگزیده

برگزیده ورزشی

برگزیده عکس